خلافت
به نوشته کتاب تاریخ خلیفه، ابنزبیر ۹ رجب سال ۶۴ق عموم را دعوت به بیعت با خودکرد.[۴۵] گفتهاند که بعد از مرگ یزید بن معاویه، خلافت ابنزبیر در شام نیز هوا داران مهمی پیدا کرد و به این رو، فرمانده سپاه شام قبل از جنبش به سوی شام، از ابنزبیر خواست تا از آنچه پیشین مانند حادثه حره دیده پوشند و یاور وی برای در اختیار گرفتن خلافت به شام بیاید اما ابنزبیر به دلایلی مسجد قبا مشهد نپذیرفت.[۴۶][۴۷]
به زودی عموم بیشتر ممالک اسلامی، به عنوان مثال دمشق، کوفه، بصره، یمن و نواحی گوناگون خراسان با نمایندگان ابنزبیر به نیابت از وی بیعت کردند.[۴۸] ابنزبیر بر وابستگان بنی امیه مشقت بار گرفت و آنها را از مکه عزل کرد[۴۹] و مثلا سعد مولای عتبة بن ابیسفیان را با حدود پنجاه نفر در محدوده مقبره کشت[۵۰] کاری که با اعتراض شدید عبدالله بن قدمت و عبدالله بن عباس روبهرو آدرس مسجد قبا مشهد شد.[۵۱]
ارتباط ابنزبیر با بنی هاشم در عصر خلافت وی نیز بهبود نیافت. محمد بن حنفیه در مقابل درخواست بیعت ابنزبیر، جواب مثبت نداد و حادثهلحاظ تمامی مسلمانها بر خلافت اورا شرط کرد؛ شرطی که دستیافتنی رزرو مسجد قبا مشهد خلا.
[۵۲]ابنزبیر در خطبهای به امام علی(ع) توهین کرد و محمد بن حنفیه نیز خطبهای در اعتراض خلل نمود و عموم و بزرگان قریش را به عکس العمل فراخواند.[۵۳]ماجرای پافشاری ابنزبیر بر بیعت محمد بن حنفیه به همینجا ختم نشد و همچنان ادامه یافت و بعد از قیام مختار در کوفه و اخراج عبدالله بن فرمانبردار، برهان ابنزبیر، وی توشه دیگر محمد بن حنفیه را پایین فشار گرفت و این توشه وی و یارانش را در حجره زمزم زندانی کرد و اظهارکرد که باایمان عهدوپیمان نموده است که در صورتیکه محمد بیعت نکند، اورا در این جا بسوزاند یا این که گردن شماره تلفن مسجد قبا مشهد بزند.
[۵۴] گفتهاند که محمد بن حنفیه در طومارای به کوفه، از مختار امداد خواست[۵۵]و مختار گروهی را به مکه ارسال کرد و این در حالی بود که زبیر محیط محل حبس محمد را برای حریق زدن هیزم نهاده بود.[۵۶]تیم ۱۵۰ نفری اعزامی از کوفه با شعار یا این که لثارات الحسین، وارد مسجدالحرام شدند و زندانیان را آزاد کردند و برای مراقبت حرمت مسجد، به مکان چاقو چوبدستی برداشتند. مختار نیز به مسجد نیرو اعزام کرد و دو مجموعه در مقابل یکدیگر به صف ایستادند.[۵۷]سه روز آنگاه، از کوفه نیروی امدادی رسید و بهاین رو، محمد توانست از مسجد خارج آید و همپا یارانش تا مجال قتل مختار(۶۷ق.)[۵۸] در شعب علی اقامت نمود.[۵۹]بعداز آن، در بین عبدالله بن زبیر و محمد بن حنفیه همواره اختلاف و زد خورد بود.[۶۰]
کردار ابنزبیر با ابنعباس نیز یار تندی و خشونت بود و گاه وی بر منبر به ابن عباس اهانت میکرد.[۶۱] ابن عباس هیچ وقت با وی بیعت نکرد و اورا سزاوار خلافت نمیدانست[۶۲] و معتقد بود که وی برهان بی آبرویی بقعه الهی میباشد.[۶۳] با اعتنا به منزلت علمی و شرعی ابن عباس، این مسئله به وجهه ابنزبیر جراحت میزد.[۶۴] افزون بر این، ابن عباس سوابق جهاد در رکاب علی(ع) در پیکار جمل را داشت. برخی نظرها فقاهتی وی نیز برای ابنزبیر خوشایند خلا برای مثال فتوای وی به مجوز متعه که محل اختلاف شدید آنان بود. ابن عباس حتی تصریح کرده بود که ابنزبیر خویش نتیجه ها اینگونه ازدواجی میباشد و مامان ابنزبیر نیز این مورد را پذیرش کرده بود.[۶۵]ارتباط خصمانه آن ها عاقبت موجب گشت تا ابنزبیر، ابن عباس را از مکه اخراج نماید؛ اما تضارب و نبرد سرد آن ها همچنان از طائف محل اقامت ابن عباس و ابنزبیر در مکه همچنان ادامه یافت.[۶۶]
محاصره دوم
ابنزبیر بعداز توان یافتن، بنیامیه برای مثال مروان بن حَمعدود مریض و پیر و پسرش عبدالملک را از مدینه اخراج کرد و این منجر شد تا مروان تحت عنوان خلیفه حریف ابنزبیر در شام فی مابین بنیامیه و طرفدارانشان زمان خود نمایی بیابد.[۶۷] مروان غالب شد در پیکار مَرْج روشِط در ذیحجه سال ۶۴ق.[۶۸]بر هوا داران شامی ابنزبیر پیروز شود و ضحاک بن قیس را بکشد[۶۹]و در وقتی کوتاه اقتدار ابنزبیر در شام را نقطه پایان بخشد. مصر نیز در سال ۶۵ق. به دست مروان از سلطه ابنزبیر خارج آمد.[۷۰]
بعد از استخراج عبدالملک بن مروان به اقتدار در شام به سال ۶۵ق. ابنزبیر از موسم حج برای تبلیغ علیه وی و بیعت تصاحب کردن از حاجیان برای خویش بهره جست و در خطبههایش در روز عرفه و روز ها منا در مکه، با خاطرکردن از لعنت نبی بر حَمعدود بن ابیالعاص، جد عبدالملک، و دودمانش، شامیان را به خویش متمایل میکرد.[۷۱] در قبال، عبدالملک شامیان را از رفتن به حج دستگیر و با فتوای یکی عالمان درباری به اسم زُهری، آن ها را به حج در بیت المقدس و طواف پیرامون صخره مسجدالاقصی واداشت. شامیان در روزها حج گرد این صخره طواف میکردند و ایفا حج را در روز عرفه و عید قربان، به عبارتی جا اجرا میدادند.[۷۲]
خلافت
به نوشته کتاب تاریخ خلیفه، ابنزبیر ۹ رجب سال ۶۴ق عموم را دعوت به بیعت با خودکرد.[۴۵] گفتهاند که بعد از مرگ یزید بن معاویه، خلافت ابنزبیر در شام نیز هوا داران مهمی پیدا کرد و به این رو، فرمانده سپاه شام قبل از جنبش به سوی شام، از ابنزبیر خواست تا از آنچه پیشین مانند حادثه حره دیده پوشند و یاور وی برای در اختیار گرفتن خلافت به شام بیاید اما ابنزبیر به دلایلی مسجد قبا مشهد نپذیرفت.[۴۶][۴۷]
به زودی عموم بیشتر ممالک اسلامی، به عنوان مثال دمشق، کوفه، بصره، یمن و نواحی گوناگون خراسان با نمایندگان ابنزبیر به نیابت از وی بیعت کردند.[۴۸] ابنزبیر بر وابستگان بنی امیه مشقت بار گرفت و آنها را از مکه عزل کرد[۴۹] و مثلا سعد مولای عتبة بن ابیسفیان را با حدود پنجاه نفر در محدوده مقبره کشت[۵۰] کاری که با اعتراض شدید عبدالله بن قدمت و عبدالله بن عباس روبهرو آدرس مسجد قبا مشهد شد.[۵۱]
ارتباط ابنزبیر با بنی هاشم در عصر خلافت وی نیز بهبود نیافت. محمد بن حنفیه در مقابل درخواست بیعت ابنزبیر، جواب مثبت نداد و حادثهلحاظ تمامی مسلمانها بر خلافت اورا شرط کرد؛ شرطی که دستیافتنی رزرو مسجد قبا مشهد خلا.
[۵۲]ابنزبیر در خطبهای به امام علی(ع) توهین کرد و محمد بن حنفیه نیز خطبهای در اعتراض خلل نمود و عموم و بزرگان قریش را به عکس العمل فراخواند.[۵۳]ماجرای پافشاری ابنزبیر بر بیعت محمد بن حنفیه به همینجا ختم نشد و همچنان ادامه یافت و بعد از قیام مختار در کوفه و اخراج عبدالله بن فرمانبردار، برهان ابنزبیر، وی توشه دیگر محمد بن حنفیه را پایین فشار گرفت و این توشه وی و یارانش را در حجره زمزم زندانی کرد و اظهارکرد که باایمان عهدوپیمان نموده است که در صورتیکه محمد بیعت نکند، اورا در این جا بسوزاند یا این که گردن شماره تلفن مسجد قبا مشهد بزند.
[۵۴] گفتهاند که محمد بن حنفیه در طومارای به کوفه، از مختار امداد خواست[۵۵]و مختار گروهی را به مکه ارسال کرد و این در حالی بود که زبیر محیط محل حبس محمد را برای حریق زدن هیزم نهاده بود.[۵۶]تیم ۱۵۰ نفری اعزامی از کوفه با شعار یا این که لثارات الحسین، وارد مسجدالحرام شدند و زندانیان را آزاد کردند و برای مراقبت حرمت مسجد، به مکان چاقو چوبدستی برداشتند. مختار نیز به مسجد نیرو اعزام کرد و دو مجموعه در مقابل یکدیگر به صف ایستادند.[۵۷]سه روز آنگاه، از کوفه نیروی امدادی رسید و بهاین رو، محمد توانست از مسجد خارج آید و همپا یارانش تا مجال قتل مختار(۶۷ق.)[۵۸] در شعب علی اقامت نمود.[۵۹]بعداز آن، در بین عبدالله بن زبیر و محمد بن حنفیه همواره اختلاف و زد خورد بود.[۶۰]
کردار ابنزبیر با ابنعباس نیز یار تندی و خشونت بود و گاه وی بر منبر به ابن عباس اهانت میکرد.[۶۱] ابن عباس هیچ وقت با وی بیعت نکرد و اورا سزاوار خلافت نمیدانست[۶۲] و معتقد بود که وی برهان بی آبرویی بقعه الهی میباشد.[۶۳] با اعتنا به منزلت علمی و شرعی ابن عباس، این مسئله به وجهه ابنزبیر جراحت میزد.[۶۴] افزون بر این، ابن عباس سوابق جهاد در رکاب علی(ع) در پیکار جمل را داشت. برخی نظرها فقاهتی وی نیز برای ابنزبیر خوشایند خلا برای مثال فتوای وی به مجوز متعه که محل اختلاف شدید آنان بود. ابن عباس حتی تصریح کرده بود که ابنزبیر خویش نتیجه ها اینگونه ازدواجی میباشد و مامان ابنزبیر نیز این مورد را پذیرش کرده بود.[۶۵]ارتباط خصمانه آن ها عاقبت موجب گشت تا ابنزبیر، ابن عباس را از مکه اخراج نماید؛ اما تضارب و نبرد سرد آن ها همچنان از طائف محل اقامت ابن عباس و ابنزبیر در مکه همچنان ادامه یافت.[۶۶]
محاصره دوم
ابنزبیر بعداز توان یافتن، بنیامیه برای مثال مروان بن حَمعدود مریض و پیر و پسرش عبدالملک را از مدینه اخراج کرد و این منجر شد تا مروان تحت عنوان خلیفه حریف ابنزبیر در شام فی مابین بنیامیه و طرفدارانشان زمان خود نمایی بیابد.[۶۷] مروان غالب شد در پیکار مَرْج روشِط در ذیحجه سال ۶۴ق.[۶۸]بر هوا داران شامی ابنزبیر پیروز شود و ضحاک بن قیس را بکشد[۶۹]و در وقتی کوتاه اقتدار ابنزبیر در شام را نقطه پایان بخشد. مصر نیز در سال ۶۵ق. به دست مروان از سلطه ابنزبیر خارج آمد.[۷۰]
بعد از استخراج عبدالملک بن مروان به اقتدار در شام به سال ۶۵ق. ابنزبیر از موسم حج برای تبلیغ علیه وی و بیعت تصاحب کردن از حاجیان برای خویش بهره جست و در خطبههایش در روز عرفه و روز ها منا در مکه، با خاطرکردن از لعنت نبی بر حَمعدود بن ابیالعاص، جد عبدالملک، و دودمانش، شامیان را به خویش متمایل میکرد.[۷۱] در قبال، عبدالملک شامیان را از رفتن به حج دستگیر و با فتوای یکی عالمان درباری به اسم زُهری، آن ها را به حج در بیت المقدس و طواف پیرامون صخره مسجدالاقصی واداشت. شامیان در روزها حج گرد این صخره طواف میکردند و ایفا حج را در روز عرفه و عید قربان، به عبارتی جا اجرا میدادند.[۷۲]

آدرس مسجد قبا مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از مراجعه